در مراسمي فرماندارشهرستان تكاب سئوالي با عنوان ،هشت اصل از اصول اصولگرایی از دیدگاه مقام معظم رهبری را طرح واعلام فرمود ه اند : كساني كه پاسخ صحيح ارائه نمايند با تهيه هدايا از آنها تجليل بعمل خواهد آمد .مهندس داعيفرماندار شهرستان تكابدر مراسمي از پاسخ دهندگان به سوال هشت اصلاز اصول اصولگرايي از ديدگاه مقام معظم رهبري تجليل نمودهوبر نهادينه كردن تفكر وانديشه مقام معظم رهبري در جامعه تاكيد وبا اشاره به بصير ت از ديدگا ه مقام معظم رهبري افزودند: بايد امروز جايگاه والاي ولايت فقيه رادر جامعه به صورت شفاف تبيين و از نقش اساسي آن در هدايت اسلام ناب محمدي (ص)در عصر حاضر نبايد غافل شد.
آقايان مجيد عشقي،حسن حياطي،اسحاق علي نيا از جمعي فرهنگيان عزيز و آقايان سيد سجاد موسوي و رضا سلطاني نيز از جمعي كاركنان دولت افرادي بودند كه توانستند بودند به طرح سوال هشت اصل از اصول اصولگرایی از دیدگاه مقام معظم رهبری پاسخ صحيح ارائه داده بودند
سئوال طرح شده : هشت اصل از اصول اصولگرایی از دیدگاه مقام معظم رهبری
جواب سئوال به شرح ذيل :
هشت اصل از اصول اصولگرایی از دیدگاه مقام معظم رهبری
1) اولین و مهمترین اصل، ایمان و پایبندی به آن در عرصههای مختلف است: "در درجهى اول، ایمان و هویت اسلامى و انقلابى و پایبندى به آن است كه لازمهی حركت اصولگرایی میباشد این ایمان از سر اخلاص و توحید و بهدور از خرافهگرى و سستاندیشى میباشد، ایمان روشنبینانه، ایمان به دین، ایمان به نظام، ایمان به مردم، ایمان به آینده، ایمان به خود، ایمان به استقلال كشور و ایمان به وحدت ملى و ایمانى كه در هیچ بخشى برافروزندهى آتشهاى تعصب فرقهاى نباشد..." این ایمان نه ما را به سكولاریسم میكشاند و نه از افرادی متعصب و تفرقهافكن ایجاد میكند:" این غلط است كه ما بهنام ایمان اسلامى یا ایمان مذهبى حرفى بزنیم و كارى بكنیم كه تعصبهاى فرقهاى را دائم مشتعل كنیم."
در همین راستا است كه هویت هم مفهوم و جایگاه واقعی خود را مییابد و به نقش اصولگرایان در نشر این هویت و دیگر وظایف آنها در این راستا پرداخته میشود: "هویت اسلامى را در دنیاى اسلام برجسته و شفاف كنیم، تا این یك معیارى باشد در جلوى چشم ملتهاى مسلمان؛ تدین دور از خرافه و كاوش در منابع دینى و نوآورى.... فضیلتهاى اخلاقى را در جامعه رشد بدهیم: همكارى، گذشت، كمك، صبر، حلم؛ اینها خلقیات اسلامى است؛ اینها را در جامعه رشد بدهیم. این، همان ایمان و هویت اسلامى و انقلابى است كه اصل اول است.
2) اصل دوم، عدالت است؛ از نظر رهبری فلسفهى وجودى نظام اسلامی، عدالت است. ایشان در ارتباط عدالت و اقتصاد میفرمایند: "این كه ما برنامهى رشد اقتصادى درست كنیم و بگذاریم بعد از حاصل شدن سه برنامهی رشد اقتصادى، به فكر عدالت بیفتیم، منطقى نیست. رشد اقتصادى باید همپاى عدالت پیش برود." اما مفهوم عدالت چیست؟ ایشان در تبیین عدالت میفرماید: "ممكن است در معنا كردن عدالت، افرادى، كسانى یا گروههایى اختلاف نظر داشته باشند؛ اما یك قدر مسلّمهایى وجود دارد: كم كردن فاصلهها، دادن فرصتهاى برابر، تشویق درستكاری و مهار متجاوزان به ثروت ملى، عدالت را در بدنهى حاكمیتى رایج كردن - عزل و نصبها، قضاوتها، اظهار نظرها - مناطق دور دست كشور و مناطق فقیر را مثل مركز كشور زیر نظر آوردن، منابع مالى كشور را به همه رساندن، همه را صاحب و مالك این منابع دانستن، از قدرِ مسلّمها و مورد اتفاقهاى عدالت است كه باید انجام بگیرد..."پس اگر در مفهوم عدالت هم تفاوت دیدگاههایی وجود داشته باشد، اصولگرایی قدر مسلمهای عدالت قبول دارد. ایشان شرایطی را بر اجرای عدالت در عمل میشمارند: "اولا قاطعیت مىخواهد، ثانیا ارتباط با مردم مىخواهد، ثالثا سادهزیستى و مردمى بودن لازم دارد و بالاتر از همه، خودسازى و تهذیب مىخواهد؛ این هم جزو پیششرطها و پیشنیازهاى اجراى عدالت است... "
3) اصل سوم، حفظ استقلال سیاسى است؛ این اصل از نظر رهبری، جزوِ مبانى اصولى نظام است. استقلال سیاسى، اقتصادى و فرهنگى را شامل میشود. لذا "باید بندهاى اختاپوس فرهنگىِ تحمیلشده بهوسیلهى غرب را از دست و پاى خودمان باز كنیم. این هم یكى از اصول است. آن جریانى، آن شعارى و آن برنامهریزىاى كه در آن استقلال كشور و ملت دیده نشود، اصولگرایانه نیست. "
4) اصل چهارم، تقویت خودباورى و اعتماد به نفس ملى است. این اعتماد به نفس، در همهی زمینهها وجود دارد. "در زمینهى مثلا علوم تجربى، كه یك نمونهاش فناورى هستهاى است، یكىاش تولید سلولهاى بنیادى است، یكىاش كارهاى خوبى است كه در بخشهاى گوناگون انجام دادهاند كه به نفع پیشرفت دانش بشرى هم هست. "البته در آموزههای رهبری، استقلال، اعتماد به نفس ملى و خودباورى، فقط به این چیزها منحصر نمىشود كه مثلا "ما مىتوانیم سد درست كنیم؛... بلكه اگر ما یك سنّت اسلامى داریم كه منطقى هم برایش داریم و آنرا هم پذیرفتهایم، نبایستى در انجام دادن آن خجالت بكشیم..."
5) اصل پنجم، جهاد علمى؛ كه جزوِ مبانى اصولگرایى است. جهاد علمی با تأكید ایشان بر تولید علم است پس اصولگرا در پی آن میباشد. "باید نهضت تولید علم در كشور راه بیفتد... توضیح اینكه، یك وقت مىتوانیم هواپیمایى را كه دیگران اختراع كردهاند و ساختهاند، خودمان بدون كمك دیگران در داخل كشور بسازیم، كه بهتر از خریدن هواپیماى ساختهشده است؛ اما یك وقت هست خودمان یك چیزى در سطح هواپیما در كشور تولید مىكنیم؛ این است آنچه كه ما لازم داریم؛ ما باید بر ثروت علمى بشر بیفزاییم... ."
6) اصل ششم، تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى است؛ از نظر ایشان آزادی معنای درستی دارد كه برخی از آن طفره رفته و به میل خود معنا میكنند" آزادى را نباید بد معنا كرد. آزادى یكى از بزرگترین نعمتهاى الهى است كه یكى از شعبش آزاداندیشى است. بدون آزاداندیشى، این رشد اجتماعى، علمى، فكرى و فلسفى امكان ندارد. در حوزههاى علمیه، دانشگاه و محیطهاى فرهنگى و مطبوعاتى، هو كردن كسى كه حرف تازهاى مىآورد، یكى از بزرگترین خطاهاست... ."
7) اصل هفتم، اصلاح و تصحیح روشهاست؛ حالب توجه است كه از منظر رهبری، اصلاحات بهمعنای درست آن یكی از مبانى اصولگرایى است. "اصلاحات باید ضابطهمند و مبتنى بر ارزشها و معیارها و خطكشهاى اسلامى و ایرانى باشد. معیار برای اصل اصلاحات، قانون اساسى است؛ بر این اساس، باید ما اصلاحات كنیم؛ ما به اصلاحات احتیاج داریم. اصلاحات چیست؟ تصحیح روشهاى ماست؛ تصحیح هدفهاى مرحلهاى است؛ تصحیح تصمیمگیریهاست؛ تعصبنورزیدن روى تصمیمگیریهای ناحق است. این غیر از ساختارشكنى و مبارزهى با قانون اساسى، مبارزهى با اسلام و مبارزهى بااستقلال یك كشور است."
8) اصل دیگر شكوفایى اقتصادى است؛ بهمعنای تلاش برای رسیدگى به زندگى مردم و رسیدگى به اقتصاد كشور كه برخی از موارد مربوط به آن كه در شاخصههای اصولگرایی قرار دارد عبارت است از: "حمایت از سرمایهگذارى؛ كارآفرینى؛ ترویج تولید داخلى؛ مبارزه مجدانه با قاچاق و فساد؛ اینكه اشتغال بهعنوان یك مبناى اصلى و یك هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافیت و انسجام در سیاستها و مقررات اقتصادى ایجاد شود.
/08:35 ق.ظ
کد خبر: 3695
فرستنده: tekab-ag.ir Admin
گروه: